اوکراین؛ و عبرت های اعتماد به وعده قدرتهای بزرگ

به گزارش رواج۲۴؛ به نقل از سراج۲۴، علی حسن حیدری کارشناس و تحلیلگر مسائل بین الملل نوشت: ماجرای اوکراین را باید فراتر از جنگ دوکشور و رقابت مسکو و غرب دید. این تجربه، آزمونی مهم برای فهم یک واقعیت در سیاست بینالملل است: قدرتهای بزرگ تا جایی از دیگران حمایت میکنند که هزینه حمایت، با منافع و محاسبات راهبردی آنها سازگار باشد؛ اما هزینه شکست، فرسایش و ویرانی را کشوری میپردازد که در میدان درگیر است. این واقعیت، مهمترین عبرت جنگ اوکراین برای همه کشورهایی است؛ که امنیت و آینده خود را با وعدههای قدرتهای خارجی پیوند میزنند.
اما تجربه اوکراین درسهایی زیادی برای سیاستگذاری امنیتی و راهبردی کشورها دارد. چگونه میتوان بهره مندی از فرصت همکاری با قدرتهای بزرگ، امنیت و سرنوشت ملی را به اراده و محاسبات آنها گره نزد؟ پاسخ به این پرسش را باید در چهار درس تجربه شده درجنگ اکراین، جستوجو کرد:
۱. درس نخست، تفاوت میان حمایت سیاسی و تضمین واقعی امنیت است. تجربه اوکراین به ما آموخت که در سیاست بینالملل، آنچه امنیت یک کشور را تضمین میکند، شدت مواضع سیاسی دیگران نیست، بلکه وجود تعهدات معتبر، سازوکارهای اجرایی و توانایی مستقل بومی برای مقابله با تهدیدهاست. اشتباه راهبردی آنجاست که، اطمینان حاصل از حمایت سیاسی را با تضمین قطعی امنیتی اشتباه بگیریم.
۲. درس دوم، تفاوت میان منافع ملی کشور درگیر و اهداف قدرتهای حامی است. اوکراین برای تمامیت ارضی، امنیت و آینده خود هزینه میدهد؛ درحالیکه آمریکا و اروپایی ها، به موازات حمایت از اوکراین، ملاحظات گستردهتری درباره موازنه قدرت با روسیه و چین و حتی ایران دارند. این منافع ممکن است در مقطعی همسو شوند، اما الزاماً تا پایان باقی نمیمانند. تغییر دولتها، افزایش هزینههای جنگ و جابهجایی اولویتهای سیاسی میتواند سطح حمایت را تغییر دهد. بنابراین، هیچ کشوری نباید منافع حیاتی خود را با منافع موقت متحدان خارجی یکسان فرض کند. زیرا همراهی قدرتهای بزرگ تا زمانی ارزش راهبردی دارد که به تقویت قدرت ملی بینجامد، نه آنکه جایگزین آن شود.
۳. عبرت سوم، خطر وابستگی راهبردی است. توان دفاعی متکی بر تسلیحات، مهمات، اطلاعات، ارتباطات و پشتیبانی فنی خارجی، به دلیل ناپایداری، آسیبپذیری راهبردی ایجاد میکند. همین مسئله درباره اقتصاد و منابع مالی نیز صادق است. کشوری که برای ادامه دفاع یا بازسازی خود به کمکهای خارجی وابسته میشود، بهتدریج با محدودیت در انتخابهای سیاسی و مذاکراتی مواجه خواهدشد. ازاینرو، قدرت واقعی فقط در میزان کمک دریافتی نیست؛ در توانایی ادامه حیات، دفاع و تصمیمگیری مستقل، در صورت کاهش و یا قطع حمایت خارجی است.
۴. درس چهارم، ضرورت واقعبینی در محاسبات جنگ است. وعده پیروزی، برآوردهای خوشبینانه و امید به فرسایش سریع دشمن، نمیتوانند جایگزین ارزیابی دقیق توان نظامی، منابع اقتصادی، ظرفیت بسیج و میزان تابآوری طرفین شوند. جنگی که بدون تعریف روشن از هدف نهایی و شرایط پایان آن ادامه یابد، سرانجام به فرسایش تبدیل می شود و هزینههایش از دستاوردهای آن پیشی خواهدگرفت. در شرایطی، زیرساختها تخریب شده، سرمایه انسانی از دست رفته، و قدرت های بزرگ نیز دیگرتمایلی به ادامه پشتیبانی ندارند. مساله ای که اوکراین درحال تجربه کردن آن است.
بنابراین بزرگترین عبرت اوکراین، ضرورت تفکیک وعده از تضمین و همپیمانی از وابستگی است. قدرتهای بزرگ متحدانی با منافع نامحدودند؛ که از همه ظرفیتهایشان در جهت منافع حیاتی خودشان عمل کند؛ رفتار آنها تابع محاسبات و منافع خودشان است. ازاین رو سیاست هوشمندانه، شناخت واقعیت و بهرهگیری سنجیده از فرصتها درکنار محدودیت ها و تهدید ها است. ازاین جهت امنیت پایدار زمانی شکل میگیرد که دیپلماسی از پشتوانه قدرت ملی برخوردار باشد، بازدارندگی با واقعگرایی همراه شود؛ و تصمیمگیری درباره جنگ و صلح در اختیار خود کشور باقی بماند، مهم تراینکه هیچ حمایتی جایگزین قدرت ملی نخواهدبود؛ و هیچ توافقی، بدون پشتوانه اجرایی و توان دفاع از کشور، تضمینکننده آینده نیست.
برچسب ها :امنیت ، اوکراین ، جنگ ، سیاست بین الملل ، علی حسن حیدری
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰