کد خبر : 20883
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 12 آبان 1405 - 16:20

علی حسن حیدری

۱۳ آبان؛ از مداخله خارجی تا ایستادگی برای استقلال و حاکمیت ملی

۱۳ آبان؛ از مداخله خارجی تا ایستادگی برای استقلال و حاکمیت ملی
سیزدهم آبان در حافظه تاریخی معاصر ایران با سه رخداد مهم و تأثیرگذار گره خورده است: تبعید امام خمینی(ره) به‌دنبال اعتراض به قانون کاپیتولاسیون در سال ۱۳۴۳، کشتار دانش‌آموزان و دانشجویان در سال ۱۳۵۷ و تسخیر سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸.

به گزارش رواج ۲۴؛ به نقل از سراج۲۴، علی حسن حیدری کارشناس و تحلیلگر مسائل سیاسی، نوشت: سیزدهم آبان در حافظه تاریخی معاصر ایران با سه رخداد مهم و تأثیرگذار گره خورده است: تبعید امام خمینی(ره) به‌دنبال اعتراض به قانون کاپیتولاسیون در سال ۱۳۴۳، کشتار دانش‌آموزان و دانشجویان در سال ۱۳۵۷ و تسخیر سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸. این سه واقعه، اگرچه در شرایط و بسترهای متفاوتی رخ داده‌اند، در یک مسئله بنیادین به یکدیگر پیوند می‌خورند: استقلال سیاسی، حاکمیت ملی و حق ملت ایران برای تعیین سرنوشت خود، بدون تحمیل اراده قدرت‌های خارجی. از این منظر، سیزدهم آبان صرفاً یادآور چند رویداد تاریخی نیست، بلکه فرصتی برای فهم ریشه‌ها و زمینه‌های شکل‌گیری مطالبات استقلال‌خواهانه در جامعه ایران است.

برای درک عمیق‌تر این رخدادها، نمی‌توان بررسی تاریخی را به روز سیزدهم آبان محدود کرد؛ زیرا هر سه واقعه در امتداد روندی طولانی‌تر از مداخله خارجی در تحولات سیاسی ایران قابل فهم هستند. کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و نقش آمریکا و انگلیس در سرنگونی دولت مردمی دکتر مصدق، یکی از مهم‌ترین نقاط عطف این روند بود؛ رخدادی که پیامدهای آن تنها به تغییر دولت محدود نماند؛ و بر ساختار سیاسی، استقلال تصمیم‌گیری و مناسبات قدرت در کشور تأثیر گذاشت. در ادامه همین روند، تصویب قانون کاپیتولاسیون و اعطای مصونیت قضایی به مستشاران آمریکایی در سال ۱۳۴۳، به یکی از نمادهای آشکار خدشه‌دار شدن حاکمیت قضایی ایران تبدیل شد. اعتراض امام خمینی(ره) به این قانون و تبعید ایشان، نشان داد که مسئله استقلال، موضوعی انتزاعی یا شعاری نیست؛ بلکه مستقیماً با شأن و اختیار حاکمیت ملی، استقلال ملی و حق ملت در تعیین سرنوشت خود ارتباط دارد.

در چنین چارچوبی، سه واقعه محوری، سیزدهم آبان معنایی فراتر از رویدادهایی منفرد و مقطعی پیدا می‌کنند. تبعید امام خمینی(ره) نمادی از اعتراض به مداخله خارجی و خدشه‌دار شدن استقلال قضایی و سیاسی کشور بود؛ کشتار دانش‌آموزان و دانشجویان در سال ۱۳۵۷، بیانگر هزینه‌ای بود که جامعه ایران در مسیر مطالبه آزادی و استقلال متحمل شد؛ و تسخیر سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸ نیز در بستر فضای سیاسی پس از انقلاب و تجربه تاریخی مداخله آمریکا در ایران رخ داد. بنابراین، پیوند این سه واقعه را باید در مسئله‌ای مشترک جست‌وجو کرد: مخالفت با سلطه و مداخله خارجی؛ و تأکید بر حق ملت ایران برای برخورداری از استقلال؛ و حاکمیت بر سرنوشت خویش. همچنین نام‌گذاری این روز به‌عنوان روز ملی مبارزه با استکبار جهانی نیز در همین چارچوب تاریخی و سیاسی قابل تبیین است.

اهمیت این تجربه تاریخی زمانی روشن‌تر می‌شود که آن را در نسبت با تحولات و منازعات  امروز ایران و آمریکا بررسی کنیم. در شرایطی که روابط دو کشور همچنان با تنش‌های عمیق راهبردی سیاسی و نظامی همراه است وجمهوری اسلامی ایران با فشارهای گوناگون، از تحریم و تهدید گرفته تا جنگ ترکیبی و رویارویی نظامی، مواجه بوده است، بازخوانی گذشته می‌تواند به فهم بهتر ماهیت این منازعات تمدنی -تاریخی کمک کند. جنگ تحمیلی علیه ایران، که کارشناسان و صاحب‌نظران آن را در چارچوب یک جنگ هویتی و موجودیتی تحلیل می‌کنند، بار دیگر این پرسش را برجسته ساخته است که اختلافات ایران و آمریکا تا چه اندازه به موضوعاتی مانند استقلال سیاسی، اختیار منابع و موقعیت راهبردی کشور مربوط می‌شود. همچنین، اظهارات مقامات آمریکایی درباره اشغال، تسلیم یا نابودی ایران، ضرورت توجه به ابعاد تاریخی و راهبردی این تقابل را دوچندان می‌کند. تجربه کودتای ۲۸ مرداد نیز در این زمینه قابل تأمل است؛ زیرا نشان می‌دهد که منافع راهبردی قدرت‌های خارجی، از جمله دسترسی به منابع انرژی و بهره‌برداری از موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، در مقاطع مختلف بر نحوه مواجهه آنان با تحولات داخلی کشور تأثیر گذاشته است.

از سوی دیگر، سیزدهم آبان فرصتی برای بررسی دقیق‌تر نسبت میان «مقاومت مردمی و منافع ملی فراهم می‌کند. مقاومت در برابر مداخله و فشار خارجی، زمانی از پشتوانه اجتماعی و سیاسی پایدار برخوردار خواهد بود که نسبت آن با استقلال سیاسی، تمامیت ارضی، امنیت ملی و حق تعیین سرنوشت به‌روشنی تبیین شود. مسئله اصلی این است که ملت ایران تا چه اندازه باید در تعیین مسیر سیاسی و اقتصادی کشور، بهره‌برداری از منابع طبیعی و تصمیم‌گیری درباره مناسبات خارجی خود اختیار داشته باشد؛ و در برابر چه نوع فشارهایی  و رفتارهای خارجی، این حقوق و اختیارات ممکن است، محدود شود. در این چارچوب، مقاومت ملی را نباید صرفاً در قالب یک موضع سیاسی یا واکنشی مقطعی به تهدیدها خاص تعریف کرد؛ بلکه باید آن را در پیوند با «حق حاکمیت ملت، صیانت از منافع ملی و جلوگیری از تحمیل اراده خارجی» مورد ارزیابی قرار داد.

در نهایت، بازخوانی سیزدهم آبان و زمینه‌های تاریخی آن، فرصتی برای بررسی انتقادی روابط ایران و آمریکا و شناخت دقیق‌تر سیاست‌های این کشور در قبال کشور و ملت ایران و منطقه است. آمریکا در دوره‌های مختلف، متناسب با منافع و ملاحظات راهبردی خود، از ابزارهای سیاسی، اقتصادی، امنیتی و نظامی برای تأثیرگذاری بر تحولات کشورهای دیگر بویژه کشورمان استفاده کرده است؛ ازاین‌رو، تحلیل سیاست‌های آن باید با توجه به عملکرد تاریخی، منافع راهبردی و پیامدهای عملی این سیاست‌ها صورت گیرد، نه صرفاً بر مبنای شعارها و مواضع اعلامی. تبیین ابعاد ضد‌مردمی و ضد‌هویتی سیاست‌هایی که استقلال، اختیار و اراده ملت‌ها را نادیده گرفته و می‌گیرند، می‌تواند به فهم عمیق‌تر چرایی شکل‌گیری مقاومت ملی در برابر سلطه و مداخله خارجی کمک کند. از این منظر، پیام ماندگار سیزدهم آبان آن است که استقلال و حاکمیت ملی، دستاوردهایی تضمین‌شده و همیشگی نیستند؛ ممکن است با یک خطای محاسباتی به خطر بیفتد، همچنانکه با خطای محاسباتی دکتر مصدق هزینه سنگینی برکشور تحمیل شد. از این رو حفظ آن‌ها مستلزم شناخت تجربه‌های تاریخی، هوشیاری در برابر مداخله خارجی و صیانت مستمر از حق ملت، در تعیین سرنوشت خویش، تمامیت ارضی و منافع ملی است.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.