مذاکره ابزاری برای تسلیم یا خرید زمان؟

سعید همتی، کارشناس امور سیاسی، نوشت: اظهارات اخیر عباس عراقچی در گفتگو با الجزیره، و یا خبر نامه ارسالی جیدی ونس به محسن رضایی را باید در همین راستا تحلیل نمود. البته موازی با چنین رویدادهایی، همچنان یک جریان خاص همچنان تلاشهای برای احیای تفاهمنامه اسلام آباد را صورت داده تا بار دیگر مقدمات از سرگیری مذاکرات تهران و واشنگتن را فراهم سازند. در این میان جریان غربزده داخلی و رسانه های بیشمار آنها نیز تلاش می کند تا از چنین تحولاتی نهایتاً استفاده سیاسی را برده و با تشدید فشار به حاکمیت کشور دست یابی به توافق به هر قمیت را یک ضرورت تمام عیار برای کشور عنوان نماید!
در لابه لای این اخبار، یک واقعیت مهم کمتر مورد توجه قرار میگیرد: دو طرف هنوز حتی بر سر نخستین گام، یعنی شکل و چارچوب آغاز مذاکرات مستقیم، به توافق نرسیدهاند. به واقع، بعد از دو جنگ ۱۲ و ۴۰ روزه هنوز مشخص نیست تهران و واشنگتن حاضرند بدون واسطه پشت میز مذاکره بنشینند یا خیر؛ چه برسد به اینکه درباره موضوعات اساسی همانند برنامه هسته ای، تحریمها، آزادسازی داراییها، حضور نظامی آمریکا در منطقه و آینده ترتیبات امنیتی تنگه هرمز به توافق برسند.
شکاف دیدگاه بین طرفین همچنان به شکل بی سابقه ای پابرجاست کمااینکه اظهارات وزیر خارجه کشورمان نشان میدهد توقف جنگ، لغو تحریمهای جدید، آزادسازی داراییها و پذیرش ترتیبات موردنظر ایران در تنگه هرمز، به عنوان پیش شرط های ایران برای آغاز مذاکره است و طرف آمریکایی آنگونه که از پیام مکتوب ونس قابل ردیابی است «ورود به پرونده هستهای از همان ابتدای مذاکرات» باید در دستور کار قرار بگیرد! تحلیل آخرین موضع گیری وزیر خارجه و نامه ونس نمایانگر این مسئله است که طرفین حتی در نقطه شروع هم مشکلات اساسی داشته و حتی در گام نخست نیز نمی تواند به حل کلیات نیز امیدوار بود چه رسد به آنکه بدنبال حل اختلافات ماهیتی باشیم!
عقلایی است که ایران با جنگ ۴۰ روزه دستاوردهای اقتصادی و ژئوپلیتیکی مهمی را به دست آورده است که تثبیت و پافشاری برای استمرار آن یکی از اهداف مذاکراتی باید باشد، در مقابل واشنگتن کماکان بر تعیین تکلیف نگرانیهای هستهای و امنیتی خود پیش از اعطای امتیازات اساسی اصرار دارد موضوعی که تحقق ان شبیه رویاست و غیرقابل وصول است.
اینکه طی روزهای اخیر درباره دستورکار مذاکرات، سطح و ترکیب هیئتها، ترتیب اجرای تعهدات، تضمینهای متقابل و امکان بازگشت به یک چارچوب مشترک بحث میشود به نظر می رسد فرسنگ ها فاصله از واقعیت دارد چرا که آغاز یک مذاکرات جدی با چشم انداز توافقی متناسب با قابلیت اجرا آن است که طرفین اراده کافی برای رسیدن به چنین نقطه ای را داشته باشند.
در شرایطی که ایالات متحده آمریکا اراده کافی برای دست یابی به توافق را ندارد و آنگونه که می توان از اظهارات رئیس جمهور و سایر مقامات کاخ سفید برداشت نمود تنها بدنبال خرید زمان با هدف جلوگیری از افزایش قیمت نفت است، آیا می توان نسبت به دست یابی به یک توافق امیدوار بود؟
بدیهی است که رسیدن به چارچوب مناسب برای آغاز مذاکرات و رسیدن به یک توافق، مستلزم پذیرش امتیازدهی متقابل است؛ چیزی که هنوز نشانه روشنی از آن دیده نمیشود، چرا که کاخ سفید بارها اعلام کرده است که حاضر نیست کمترین امتیازی به طرف ایرانی ارائه دهد.
مهمتر اینکه، بازماندن کانالهای ارتباطی که صرفاً با هدف ایجاد وقفه در افزیش قیمت بازار انرژی است را نباید با نزدیکشدن به توافق اشتباه گرفت. همانطور که تأکید بر آمادگی نظامی نیز لزوماً به معنای تصمیم قطعی برای جنگ نیست.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰